ترجمه "her" به فارسی
هر, هر یک بهترین ترجمه های "her" به فارسی هستند.
her
adjective
-
هر
determinerTom öğle yemeği için her gün Mary'nin evine uğradı.
تام هر روز برای ناهار سرزده به خانهی ماری می آمد.
-
هر یک
determinerHer birimiz bir ağaç ekmeliyiz.
هر یک از ما باید یک درخت بکاریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " her " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "her" با ترجمه به فارسی
-
هرگز · همیشه
-
هر دو · هردو
-
نظریه همهچیز
-
همهجا
-
گالری متحرک دائمی
-
اگرچه · هر چند · هرچند · گرچه
-
هر چیز · همهچیز
-
در هر حال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن