ترجمه "kas" به فارسی

عضله, ماهیچه, ابرو بهترین ترجمه های "kas" به فارسی هستند.

kas noun دستور زبان
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • عضله

    noun

    Derinin, kemiğin üstünde hareket eden kasın üzerindeki hareketini görmemiz gerekiyordu.

    باید لغزش پوست روی عضله روی استخون رو میدیدیم.

  • ماهیچه

    noun

    Bence kendini kontrol etmek bir tür kas gibidir.

    من فکر میکنم انظباط شخصی و اراده مثل یک ماهیچه است.

  • ابرو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kas
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهیچه

    noun

    ماهیچهها انرژی شیمیایی مواد غذایی را به انرژی مکانیکی تبدیل میکنند

    Kas ağrıları, ve de boşaltım sisteminizde kanamalar oluşabilir.

    درد ماهیچه یا خونریزی لثه ممکنه داشته باشی

عباراتی شبیه به "kas" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه