ترجمه "kaymak" به فارسی
سرشیر, کرم, قیماغ بهترین ترجمه های "kaymak" به فارسی هستند.
kaymak
verb
noun
دستور زبان
-
سرشیر
noun -
کرم
Noun;AdjectiveAndrea Gutierrez'in adli kaydı elimde.
سابقه ي اون دختره ، " آندريا گوتيرز " که ميخواستي رو پيدا کرم.
-
قیماغ
noun
-
ترجمه های کمتر
- قیماق
- قیمق
- خامه
- سریدن
- گائیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kaymak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kaymak
-
سرشیر
عباراتی شبیه به "kaymak" با ترجمه به فارسی
-
ثبت پیشآمد
-
رخام گچی
-
ضبط و نشر آواها
-
ضبط نمایش اسلاید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن