ترجمه "kaza" به فارسی
حادثه, تصادف, اتفاق بهترین ترجمه های "kaza" به فارسی هستند.
kaza
noun
دستور زبان
-
حادثه
nounVe küçük gruplar kazalara ve talihsizliklere daha açıktır.
و گروه های کوچک بیشتر در معرض ابتلا به حوادث و بد شانسی هستند.
-
تصادف
nounO, kazasını polise bildirdi.
او این تصادف را به پلیس گزارش کرد
-
اتفاق
nounBir anda öldürmek ve bunu kaza gibi göstermek ihtimal dahilinde değil.
نتونستيم غافلگيرش کنيم و کاري کنيم که يه اتفاق بوده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kaza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kaza"
عباراتی شبیه به "kaza" با ترجمه به فارسی
-
آبگرمکن
-
کاوش
-
پاتیل · کتری
-
بویلر · قازان
-
غاز · غاز قاز · قاز
-
وب تراش
-
غازسانان
-
غاز سرنواری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن