ترجمه "kilim" به فارسی

قالی, فرش, موکت بهترین ترجمه های "kilim" به فارسی هستند.

kilim noun دستور زبان
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • قالی

    noun
  • فرش

    noun

    Hey, merdiven eşiğindeki iki kumral bana bir Fars kilimi borçlu.

    اون دو تا دختر مو مشکي که روي راه پله افتادن ، يه فرش ايراني به من بدهکارن.

  • موکت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قالی فرش
    • كلیم
    • خالی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kilim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kilim
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • گلیم

    noun

تصاویر با "kilim"

اضافه کردن

ترجمه های "kilim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه