ترجمه "misafir" به فارسی

مهمان, مهمان بهترین ترجمه های "misafir" به فارسی هستند.

misafir noun دستور زبان
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهمان

    noun

    Baba, bu denli saygıdeğer bir misafirin yanında sözlerine biraz dikkat etmelisin.

    پدر ، در حضور چنين مهمان با عزمتي که بين ماست ملاحظه حرفاتونو بکنيد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " misafir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Misafir
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهمان

    noun

    Misafirler yemeğini bitirmeden önce, onu resim odasına götürmelisin.

    تو بايد اونو ببري به اتاق نقاشي قبل از اين که مهمان ها شامشون رو تموم کنند

عباراتی شبیه به "misafir" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "misafir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه