ترجمه "ofis" به فارسی

اداره, دفتر, daftar بهترین ترجمه های "ofis" به فارسی هستند.

ofis noun دستور زبان
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • اداره

    noun

    Babam bazen beni ofisine götürüyordu.

    پدرم گاهی مرا به اداره اش می برد.

  • دفتر

    noun

    Bugün ofisine uğradım ama içeride değildin.

    من امروز با دفتر شما تماس گرفتم، ولی شما نبودید.

  • daftar

  • آفیس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ofis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ofis
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • اداره

    noun

    نهادی دولتی برای کارگشائی

    Babam bazen beni ofisine götürüyordu.

    پدرم گاهی مرا به اداره اش می برد.

اضافه کردن

ترجمه های "ofis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه