ترجمه "piramit" به فارسی
هرم, هرم (هندسه), هرم بهترین ترجمه های "piramit" به فارسی هستند.
piramit
noun
دستور زبان
-
هرم
nounBirinci sınıfta, basket maçında piramidin üstünden düşmeni hatırlıyorum.
یادمه از بالای اون هرم توی جشن بازگشت به خونه افتادی ، وقتی سال اول بودیم.
-
هرم (هندسه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piramit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Piramit
-
هرم
nounPiramidin merkezinde Profesör'ü tutuyor.
اون پروفسور رو در مرکز هرم قرار داده.
تصاویر با "piramit"
عباراتی شبیه به "piramit" با ترجمه به فارسی
-
هرم جمعیت
-
هرم بزرگ جیزه
-
هرم بزرگ جیزه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن