ترجمه "plasenta" به فارسی
جفت, جفت (کالبدشناسی) بهترین ترجمه های "plasenta" به فارسی هستند.
plasenta
-
جفت
nounYani, ben de yaptıktan sonra plasenta yememek saçma geliyor.
ميدوني ، حالا که خودم کردم به نظر احمقانه ميرسه که جفت نگيري
-
جفت (کالبدشناسی)
اندام واسط بین بدن مادر و جنین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plasenta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن