ترجمه "plasenta" به فارسی

جفت, جفت (کالبدشناسی) بهترین ترجمه های "plasenta" به فارسی هستند.

plasenta
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • جفت

    noun

    Yani, ben de yaptıktan sonra plasenta yememek saçma geliyor.

    ميدوني ، حالا که خودم کردم به نظر احمقانه ميرسه که جفت نگيري

  • جفت (کالبدشناسی)

    اندام واسط بین بدن مادر و جنین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plasenta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "plasenta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه