ترجمه "portre" به فارسی
چهرهنگاری, پرتره, تصویر بهترین ترجمه های "portre" به فارسی هستند.
portre
Noun
دستور زبان
-
چهرهنگاری
-
پرتره
Hrushevsky Sokağındaki barikatların yanında geçici bir portre stüdyosu kurdum.
من کنار سنگرها، در خیابان هروشفسکی یک استودیوی موقت عکاسی پرتره راه انداختم.
-
تصویر
nounBen de çok basit bir portre serisi yapmaya karar verdim,
پس من تصمیم گرفتم تا مجموعه ی فوق العاده ساده ای از تصویر افراد درست کنم،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " portre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Portre
-
چهرهنگاری
تصاویر با "portre"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن