ترجمه "problem" به فارسی

مشکل, مسئله, مشک بهترین ترجمه های "problem" به فارسی هستند.

problem Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشکل

    noun

    Birinci problem doğal afetlere müdahale konusunda yetersizlik var.

    مشکل اول اینه که واکنش کافی نسبت به بلایا وجود نداره.

  • مسئله

    noun

    Porsyon büyüklüğü elbette ki çok büyük, büyük bir problem.

    حجم هر وعده غذاییهم که ,مشخصا مسئله بسیار مهمیه.

  • مشک

    noun
  • گرفتاری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " problem " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Problem
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشکل

    adjective noun

    Problem şuki sen hangi tür içindesin emin değilim.

    مشکل اينجاست که من نمي دونم تو از کدوم نوع هستي.

عباراتی شبیه به "problem" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "problem" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه