ترجمه "ruh" به فارسی
روح, روان, جان بهترین ترجمه های "ruh" به فارسی هستند.
ruh
noun
Noun
دستور زبان
-
روح
nounİnsan ruh ve bedenden oluşur.
انسان دارای روح و جسم است.
-
روان
adjective noun properÇünkü ruh asla yaşlanmaz.
چون روان هرگز پیر نمیشه.
-
جان
Suffix interjection noun proper -
شبح
nounRuh Emici, bir ruhu aldığında sonsuza kadar orada tutsak kalmıyormuş.
وقتي شبح ، روحي رو مصرف مي کنه براي هميشه اونجا گير نمي افته.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ruh"
عباراتی شبیه به "ruh" با ترجمه به فارسی
-
بیمارستان روانپزشکی
-
روحالقدس
-
ravân-šenâsi · روانشناسی · ویرایش · پسیکولوژی
-
روحالقدس
-
روانشناس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن