ترجمه "sonunda" به فارسی
بالاخره, درپايان, سرآخر بهترین ترجمه های "sonunda" به فارسی هستند.
sonunda
adverb
-
بالاخره
adverbGeçen yaz, sonunda on iki yıl önce katılmış olduğum firmadan ayrıldım.
تابستان گذشته، بالاخره من شرکتی را که بیست سال پیش به آن ملحق شده بودم، ترک کردم.
-
درپايان
-
سرآخر
Oğullarımı, kocamı ve en son da kızımı.
پسرهام ، شوهرم ، و سرآخر هم دخترم
-
ترجمه های کمتر
- سرانجام
- عاقبت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sonunda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sonunda" با ترجمه به فارسی
-
جمع کردن
-
آخر · آخَر · انتها · در آخر · پایان
-
تاریخ انقضا
-
شکست خط
-
نزدیکترین نیای مشترک
-
قلمرو حساب
-
وقت گل نی
-
موعد مقرر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن