ترجمه "televizyon" به فارسی

تلویزیون, تلويزيون, تلویزیون بهترین ترجمه های "televizyon" به فارسی هستند.

televizyon noun دستور زبان
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلویزیون

    noun

    Uyumadan önce televizyonu kapatmayı unuttum.

    من فراموش کردم که تلویزیون را قبل به خواب رفتن خاموش کنم.

  • تلويزيون

    Ulusal televizyonda yalan söyledin ve kariyerimin mahvolmasına neden oldun.

    اوه ، تو توي تلويزيون ملي دروغ گفتي ، و شغلم رو از من گرفتي.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " televizyon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Televizyon
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلویزیون

    noun

    Televizyonu izledikten sonra yatmaya gittim.

    پس از آنکه تلویزیون دیدم، به تختخواب رفتم.

عباراتی شبیه به "televizyon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "televizyon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه