ترجمه "test" به فارسی
آزمایش, تست بهترین ترجمه های "test" به فارسی هستند.
test
noun
دستور زبان
-
آزمایش
nounVe Dick olduğu için de bunu test etmek istemiş.
دیک، البته با توجه به خصوصیاتش می خواست این رو آزمایش کنه.
-
تست
nounYani senin testin yaşayan biri için olmuş oluyor.
پس تست هاي کسي که زنده است رو انجام بده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " test " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "test" با ترجمه به فارسی
-
آزمون رگرسیون
-
تست نرمافزار
-
تست آینه
-
ازمایش خون
-
ابزار تست نرم افزار
-
درج ورودی
-
خلبان آزمایش
-
آزمایش واحد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن