ترجمه "veri" به فارسی
دادهها, اطلاعات, داده ها بهترین ترجمه های "veri" به فارسی هستند.
veri
noun
دستور زبان
-
دادهها
nounKüçük veri örneklerinden genelleme yapmak bilimin ekmek teknesidir.
تعمیم با استفاده از نمونههای کوچکی از دادهها یکی از مسائل اصلی در علم است.
-
اطلاعات
nounMüzisyenler bunun gibi üç boyutlu hava verileri grafiğini çaldılar.
نوازندگان یک نمودار سه بُعدی از اطلاعات آب و هوا مثل این را نواختند.
-
داده ها
Biz de bu verilere yeni yeni bakmaya başladık.
ما به تازگی نگاه کردن به این داده ها را شروع کردیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " veri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Veri
-
داده
nounVeri merkezini etkilediğini iddia ettiğin kod orada yok.
کُدهايي که تو ادعا کردي که مرکز داده رو آلوده کرده وجود نداشت
عباراتی شبیه به "veri" با ترجمه به فارسی
-
جدول داده ها
-
مدلسازی داده
-
ساختمان دادهها
-
پایگاه دادهها
-
زمینه داده ها
-
نقطه داده
-
لایه پیوند دادهای
-
فشردهسازی دادهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن