ترجمه "yaz" به فارسی
تابستان, هامین, تابستون بهترین ترجمه های "yaz" به فارسی هستند.
yaz
noun
verb
دستور زبان
-
تابستان
nounGeçen yaz, sonunda on iki yıl önce katılmış olduğum firmadan ayrıldım.
تابستان گذشته، بالاخره من شرکتی را که بیست سال پیش به آن ملحق شده بودم، ترک کردم.
-
هامین
noun -
تابستون
nounTaze meyve yemesi lazım yoksa yaza kadar öksürür durur.
اون ميوه تازه لازم داره ، وگرنه تا تابستون همينجوري سرفه ميکنه.
-
توسون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " yaz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "yaz" با ترجمه به فارسی
-
عنوان اصلی
-
ميز کشودار
-
سبک قلم
-
تغییر ساعت تابستانی
-
قلم استاندارد
-
بازیهای المپیک تابستانی ۲۰۰۴
-
پیش نمایشگر قلم
-
قلم پیش فرض
اضافه کردن مثال
اضافه کردن