ترجمه "yiyecek" به فارسی
غذا, خوراک بهترین ترجمه های "yiyecek" به فارسی هستند.
yiyecek
Noun
دستور زبان
-
غذا
nounTom işine o kadar daldı ki yemek yemeği unuttu.
تام به قدری جذب کارش شده بود که یادش میرفت غذا بخورد.
-
خوراک
nounHiç hindi yedin mi?
آیا تا کنون خوراک قرقاول خوردهاید؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " yiyecek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "yiyecek" با ترجمه به فارسی
-
zamin-shenasi · زمینشناسی
-
ناهار
-
مدار زمینمرکزی
-
دورف
-
سفیدبرفی و هفت کوتوله
-
اتاق ناهار خوری
-
چاپستیک
-
غذا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن