ترجمه "zombi" به فارسی
مرده متحرک, زامبی, مرده متحرک بهترین ترجمه های "zombi" به فارسی هستند.
zombi
noun
دستور زبان
-
مرده متحرک
Bazen kendimi zombi gibi hissediyorum.
احساس ميکنم يه " زامبي " ( مرده متحرک ) شدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zombi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Zombi
-
زامبی
Zombi gelinimizi tanımıyor ve kocasıyla bir bağlantısı olduğunu düşünmüyor.
اون عروس زامبی رو نشناخت و به نظرش هیچ ارتباطی با شوهرش نداشته
-
مرده متحرک
Bazen kendimi zombi gibi hissediyorum.
احساس ميکنم يه " زامبي " ( مرده متحرک ) شدم
تصاویر با "zombi"
عباراتی شبیه به "zombi" با ترجمه به فارسی
-
زامبی (رایانه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن