ترجمه "mushkul" به فارسی
دشوار, سخت, صعب بهترین ترجمه های "mushkul" به فارسی هستند.
mushkul
-
دشوار
adjective -
سخت
adjective -
صعب
adjective -
مشکل
nounHaqiqatni xarid qilishga to‘sqinlik qiladigan eng mushkul narsalardan biri nima bo‘lishi mumkin va nega?
برای آموختن حقایق کلام خدا کنار گذاشتن چه اعمالی میتواند بسیار مشکل باشد و چرا؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mushkul " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن