ترجمه "Wapen" به فارسی
جنگافزار, نشان خانوادگی, سلاح بهترین ترجمه های "Wapen" به فارسی هستند.
Wapen
-
جنگافزار
Intussen het dieselfde land sy wapenhandelaars in die geheim na die buiteland gestuur om wapens ter waarde van miljarde rande te verkwansel.
همین کشور، سوداگران اسحلهٔ خود را نیز پنهانی برای فروش قاچاق میلیاردها دلار جنگافزار و سلاح به کشورهای خارج گسیل داشته بود.
-
نشان خانوادگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Wapen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
wapen
-
سلاح
nounBenewens die geleentheid om hom met wapens te verdedig, het Jesus ’n ander verdedigingsmiddel gehad.
البته عیسی برای دفاع از خود غیر از امکان استفاده از سلاح کمک دیگری نیز در اختیار داشت.
-
جنگ افزار
noun -
جنگافزار
-
ترجمه های کمتر
- سِلاح
- نشان
عباراتی شبیه به "Wapen" با ترجمه به فارسی
-
جنگافزارهای شیمیایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن