ترجمه "warm" به فارسی

garm, گرم بهترین ترجمه های "warm" به فارسی هستند.

warm
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • garm

  • گرم

    adjective

    Die seun se liggaam word sommer gou warm, en hy nies sewe keer.

    خیلی زود بدن پسرک گرم میشود، و او هفت بار عطسه میکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " warm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "warm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه