ترجمه "amandel" به فارسی
بادام, لوز بهترین ترجمه های "amandel" به فارسی هستند.
amandel
-
بادام
nounToe Moses die volgende oggend gaan kyk, het hierdie blomme en ryp amandels uit Aäron se staf gegroei!
وقتی موسی روز بعد نگاه میکند، میبیند که عصای هارُون شکوفه کرده و بادام بر آن روییده است!
-
لوز
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amandel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن