ترجمه "blind" به فارسی
نابینا, کور بهترین ترجمه های "blind" به فارسی هستند.
blind
-
نابینا
adjectiveMense sal nie meer blind of doof of kreupel wees nie.
مردم، دیگر نابینا، ناشنوا، یا لنگ نخواهند بود.
-
کور
adjectiveHulle is verwaarloos en geestelik verblind deur valse godsdiensherders.
شبانان مذاهب کاذب در مورد این انسانها غفلت ورزیده، حتی ایشان را از لحاظ روحانی کور نمودهاند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blind " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blind" با ترجمه به فارسی
-
كوري · نابینایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن