ترجمه "boot" به فارسی

قایق, کشتی, لتکه بهترین ترجمه های "boot" به فارسی هستند.

boot noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • قایق

    noun

    Hy het koorsagtig vir die manne in die tweede boot beduie om te kom help.

    سراسیمه به ماهیگیران قایق دوّم اشاره کرد تا به کمک او آیند.

  • کشتی

    noun

    Paulus is toe per boot na Italië geneem om verhoor te word.

    پس پولُس را برای محاکمه با کشتی به ایتالیا بردند.

  • لتکه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " boot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Boot
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • قایق

    noun

    Hy het koorsagtig vir die manne in die tweede boot beduie om te kom help.

    سراسیمه به ماهیگیران قایق دوّم اشاره کرد تا به کمک او آیند.

تصاویر با "boot"

اضافه کردن

ترجمه های "boot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه