ترجمه "bors" به فارسی

سینه, قفسه سینه, پستان بهترین ترجمه های "bors" به فارسی هستند.

bors
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • سینه

    noun

    Wat het die silwer bors en arms van die beeld in Nebukadnesar se droom afgebeeld?

    سینه و بازوهای تمثالی که نَبوْکَدْنَصَّر در خواب دید توصیفکنندهٔ چه بود؟

  • قفسه سینه

    noun
  • پستان

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bors " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bors" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه