ترجمه "borsel" به فارسی
برس, شت, فرچه بهترین ترجمه های "borsel" به فارسی هستند.
borsel
-
برس
nounRoes word nie uit metaal verwyder deur bloot die geroeste dele af te borsel nie.
فقط با پاک کردن زنگزدگی به وسیلهٔ یک برس، زنگار از فلز دور نمیشود.
-
شت
-
فرچه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " borsel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن