ترجمه "bottel" به فارسی

بطری, schischeh, شیشه بهترین ترجمه های "bottel" به فارسی هستند.

bottel noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • بطری

    noun

    Ek het elke dag met ’n ander kind in die buurt baklei, soms met my vuiste, soms met klippe of bottels.

    روزی نبود که با یکی از بچههای همسایه دعوا نکنم؛ گاهی با مشت، بعضی اوقات با سنگ و بطری.

  • schischeh

  • شیشه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bottel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bottel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه