ترجمه "botter" به فارسی
کره, مسکه, کره بهترین ترجمه های "botter" به فارسی هستند.
botter
verb
noun
دستور زبان
-
کره
nounDit was ’n houer wat gebruik is om water, olie, wyn of selfs botter in te hou.
مشک ظرفی از پوست حیوان بود که در آن آب، روغن، شراب و حتی کره نگهداری میشد.
-
مسکه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " botter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Botter
-
کره
noun properBotter en heuning sal hy eet teen die tyd dat hy weet om die slegte te verwerp en die goeie te kies.
کره و عسل خواهد خورد تا آنکه ترک کردن بدی و اختیار کردن خوبی را بداند.
تصاویر با "botter"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن