ترجمه "bruin" به فارسی
قهوهای ترجمه "bruin" به فارسی است.
bruin
adjective
دستور زبان
-
قهوهای
adjectiveرنگ
Stofstorms vul elke krakie in die huis met fyn bruin poeier. . . .
طوفان گرد و غبار همهٔ گوشه و کنار خانه را با پودری قهوهای رنگ و نرم میپوشاند. . . .
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bruin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bruin" با ترجمه به فارسی
-
کوتوله قهوهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن