ترجمه "bruidegom" به فارسی
داماد, دوما, دوماد بهترین ترجمه های "bruidegom" به فارسی هستند.
bruidegom
-
داماد
nounSlegs hierdie vyf was teenwoordig en gereed toe die bruidegom opgedaag het.
تنها این پنج باکره هنگامی که داماد از راه رسید در آنجا حاضر بودند.
-
دوما
noun -
دوماد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bruidegom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن