ترجمه "brug" به فارسی

پل, پل بهترین ترجمه های "brug" به فارسی هستند.

brug noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • پل

    noun

    Net nadat ons daar aangekom het en oor ’n brug gegaan het, is die brug opgeblaas.

    به محض این که به آنجا رسیدیم و از پلی گذشتیم، آن پل منفجر شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brug " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Brug
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • پل

    noun

    سازه ای است فلزی، بتنی و یا با مصالح ساختمانی برای عبور راه، راهآهن و یا پیاده، از روی آب و یا مسیر راهی دیگر

    Net nadat ons daar aangekom het en oor ’n brug gegaan het, is die brug opgeblaas.

    به محض این که به آنجا رسیدیم و از پلی گذشتیم، آن پل منفجر شد.

تصاویر با "brug"

اضافه کردن

ترجمه های "brug" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه