ترجمه "brood" به فارسی
نان, نون, چرک بهترین ترجمه های "brood" به فارسی هستند.
brood
noun
دستور زبان
-
نان
nounاز نان های ایرانیان
Daarna het ons ’n bietjie sop en brood geëet en gaan slaap—heeltemal uitgeput.
پس از آن، کمی سوپ و نان میخوردیم و با تنی خسته به خواب میرفتیم.
-
نون
noun adverbDaarna het ons ’n bietjie sop en brood geëet en gaan slaap—heeltemal uitgeput.
پس از آن، کمی سوپ و نان میخوردیم و با تنی خسته به خواب میرفتیم.
-
چرک
adjective noun -
چورک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brood " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "brood"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن