ترجمه "dorpie" به فارسی
ده, روستا, آبادی بهترین ترجمه های "dorpie" به فارسی هستند.
dorpie
-
ده
nounIn ander dorpies is tientalle huise en ’n paar Koninkryksale afgebrand.
در دهکدههای دیگر دهها خانه و تعدادی سالن ملکوت به آتش کشیده شدند.
-
روستا
nounJy kan 'n dorpie van lig voorsien met hierdie man se oë.
شما می توانید یک روستا را با برق چشم این آقا روشن بکنید.
-
آبادی
noun -
قشلاق
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dorpie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن