ترجمه "dors" به فارسی

تشنه, آرزومندی, تشنگی بهترین ترجمه های "dors" به فارسی هستند.

dors
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • تشنه

    adjective

    Maar die kamele was heel moontlik nie baie dors nie.

    اما به نظر میرسد که شتران آن مرد تا این حد تشنه نبودند.

  • آرزومندی

  • تشنگی

    noun

    Hy maak melding van ‘honger en dors, koue en naaktheid’.

    او ‹گرسنگی، تشنگی، سرما و عریانی را› تجربه کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dors " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dors" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dors" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه