ترجمه "mossie" به فارسی

گنجشک ترجمه "mossie" به فارسی است.

mossie
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • گنجشک

    noun

    Let op dat iemand twee mossies vir ’n muntstuk van geringe waarde kon koop.

    وانگهی عیسی بعدها گفت اگر کسی دو سکه میپرداخت میتوانست به جای چهار گنجشک، پنج گنجشک بخرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mossie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "mossie"

اضافه کردن

ترجمه های "mossie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه