ترجمه "motor" به فارسی

اتوموبیل, خودرو, موتور بهترین ترجمه های "motor" به فارسی هستند.

motor
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • اتوموبیل

  • خودرو

    noun

    ▪ Kanada: ’n Suster het die jongste tydskrifte by ’n vrou gelaat wat uit haar huis uitgekom het op pad na haar motor.

    ▪ کانادا: خواهری، جدیدترین مجلّات را به خانمی داد که در حال ترک خانهاش بود و به طرف خودرو خود میرفت.

  • موتور

    noun

    Michael Faraday Hierdie Engelse fisikus, gebore in 1791, het die elektriese motor en die dinamo uitgevind.

    مایکل فارادِی این فیزیکدان انگلیسی که در سال ۱۷۹۱ متولّد شد، مخترع موتور الکتریکی و دینام یا ژنراتور بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " motor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Motor
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • موتور

    noun

    Michael Faraday Hierdie Engelse fisikus, gebore in 1791, het die elektriese motor en die dinamo uitgevind.

    مایکل فارادِی این فیزیکدان انگلیسی که در سال ۱۷۹۱ متولّد شد، مخترع موتور الکتریکی و دینام یا ژنراتور بود.

عباراتی شبیه به "motor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "motor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه