ترجمه "rot" به فارسی

موش, موش صحرایی بهترین ترجمه های "rot" به فارسی هستند.

rot noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • موش

    noun

    Ons het die koerante gebruik om die gate in die mure toe te stop sodat die rotte nie so maklik kon inkom nie.

    برای آن که موشها نتوانند به راحتی داخل اتاق شوند سوراخهای دیوار را با روزنامهها پر میکردیم.

  • موش صحرایی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rot" با ترجمه به فارسی

  • تخته سنگ · سنگ · صخره
اضافه کردن

ترجمه های "rot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه