ترجمه "rots" به فارسی
تخته سنگ, سنگ, صخره بهترین ترجمه های "rots" به فارسی هستند.
rots
noun
دستور زبان
-
تخته سنگ
nounDit is nie ’n groot probleem gedurende die droë seisoen nie, aangesien hulle die rivier kan oorsteek deur rotse as trapklippe te gebruik.
این کار در موسم خشک، از آنجایی که با استفاده از تخته سنگها بعنوان جای پا، میتوانند از رودخانه عبور کنند، مشکل بزرگی نیست.
-
سنگ
nounNá ’n hewige storm het net die huis wat op die rots gebou is nog gestaan.
بعد از وقوع توفانی شدید، فقط خانهای که بر سنگ بنا شده است باقی میماند.
-
صخره
nounDit is oor wat gebeur het toe Moses die rots geslaan het.
دلیل آن اتفاقی بود که هنگامی که موسی با عصا به صخره زد، رخ داد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rots " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rots" با ترجمه به فارسی
-
موش · موش صحرایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن