ترجمه "spin" به فارسی
اسپین, ریسندگی بهترین ترجمه های "spin" به فارسی هستند.
spin
-
اسپین
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spin
-
ریسندگی
Dogters kon dus spin, weef, kook en na die huishouding oor die algemeen omsien asook handel dryf en eiendomstransaksies behartig.
بدین ترتیب، دختران برای انجام کار ریسندگی، بافندگی، آشپزی و رسیدگی به ادارهٔ عمومی خانه، تجارت، و معاملات مستغلات آمادگی مییافتند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن