ترجمه "venster" به فارسی
پنجره, پنجر, پنجره بهترین ترجمه های "venster" به فارسی هستند.
venster
noun
دستور زبان
-
پنجره
nounPop begin ' n venster wanneer ' n disket besit krities volgrote
بالا پریدن پنجره ، هنگامی که دیسک تا حد بحرانی پر میشودAre items on device information columns hidden?
-
پنجر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " venster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Venster
-
پنجره
nounPop begin ' n venster wanneer ' n disket besit krities volgrote
بالا پریدن پنجره ، هنگامی که دیسک تا حد بحرانی پر میشودAre items on device information columns hidden?
عباراتی شبیه به "venster" با ترجمه به فارسی
-
پنجره اعلان فرمان
-
پنجره غیر فعال
-
پنجره اوليه
-
پنجره فعال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن