ترجمه "Hram" به فارسی
پرستشگاه, کده, زيارتگاه بهترین ترجمه های "Hram" به فارسی هستند.
Hram
-
پرستشگاه
Isto tako smo mogli otici u zidovsku Sinagogu ili Hram.
به راحتي ميتونيم به يه پرستشگاه يهوي يا يه معبد شينتو بريم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Hram " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
hram
-
کده
noun -
زيارتگاه
noun -
معبد
Prošlog mjeseca sam išla u hram Goo i kući sam donijela drveni falus.
يه ماه پيش رفتم به معبد گو و يه کير چوبين با خودم آوردم.
تصاویر با "Hram"
عباراتی شبیه به "Hram" با ترجمه به فارسی
-
نیایشگاه آرتمیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن