ترجمه "hrana" به فارسی
خوراک, غذا, خوراک بهترین ترجمه های "hrana" به فارسی هستند.
hrana
-
خوراک
nounNe gledaj niti diraj ništa što ti ne pripada, uključujući i hranu.
، چيزي رو که مال خودت نيست برنمي داري از جمله خوراکي.
-
غذا
nounSa tobom se sve svodi na hranu, Peter.
اينا همه ش درباره غذا خوردن با توئه پيتر.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hrana " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hrana
-
خوراک
nounHranu, grijanje, najam ogromnog stana u kome živimo.
هزينه خوراک ، سيستم هاي گرمايشي.و اجاره آپارتمانو
عباراتی شبیه به "hrana" با ترجمه به فارسی
-
مقالات اثرات گیاهان تراریخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن