ترجمه "Pukovnik" به فارسی

سرهنگ, سرهنگ بهترین ترجمه های "Pukovnik" به فارسی هستند.

Pukovnik
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرهنگ

    noun

    افسر ارشد نظامی

    Pukovnik Medved iz obaveštajne, dao nam je sve podatke.

    جاسوس سرهنگ مدوِد همه اطلاعات رو دريافت کرده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pukovnik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pukovnik
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرهنگ

    noun

    Oni i dalje krive pukovnika za ova ubistva.

    هنوز قراره سرهنگ رو به اين قتلها مربوط کنن.

اضافه کردن

ترجمه های "Pukovnik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه