ترجمه "oficir" به فارسی
افسر, سرکار, افسر (ارتش) بهترین ترجمه های "oficir" به فارسی هستند.
oficir
-
افسر
nounOvaj oficir me je poslao napolje po porciju.
افسر فرمانده منو به همراه جيره غذايي فرستاده.
-
سرکار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oficir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Oficir
-
افسر (ارتش)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن