ترجمه "okno" به فارسی

پنجره, چهارچوب بهترین ترجمه های "okno" به فارسی هستند.

okno
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنجره

    noun

    Pao je kroz okno na nož i porezao si nogu.

    از پنجره سقفي افتاد روي چاقوي آشپزخونه و يکي از پاهاش قطع شد

  • چهارچوب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " okno " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "okno" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "okno" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه