ترجمه "oko" به فارسی

چشم, چِشم, چِشمчэшм بهترین ترجمه های "oko" به فارسی هستند.

oko
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چشم

    noun

    I trebali biste vidjeti ponos u očima tih ljudi.

    و شما باید حس غروری که در چشمان این آدمها است را ببینید.

  • چِشم

  • چِشمчэшм

  • ترجمه های کمتر

    • tschaschm
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Oko
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چشم

    noun interjection

    عضو بارز حس بینایی

    Oko za oko, LSD i antidepresivi, sve je u ravnoteži.

    چشم در برابر چشم ، و ضد افسردگي LSD ، همه چيز در تعادله.

عباراتی شبیه به "oko" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "oko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه