ترجمه "prsa" به فارسی

سینه ترجمه "prsa" به فارسی است.

prsa
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سینه

    noun

    Mi mjerimo ove faze tako što kačimo elektrode na tjeme, bradu i prsa.

    ما این مراحل را با متصل کردن الکترود روی سر، چانه و سینه اندازه میگیریم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prsa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "prsa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه