ترجمه "prsten" به فارسی
حلقه, حلقه بهترین ترجمه های "prsten" به فارسی هستند.
prsten
-
حلقه
nounNe znam kako napraviti prsten za hodanje po danu.
من نميدونم چطوري بايد يه حلقه براي جلوگيري از نور خورشيد بسازم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prsten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Prsten
-
حلقه
nounDok se sile mraka okupljaju, moc Prstena sve je jaca.
در ظلمت فراگير ، اراده. حلقه قوي تر مي شه
عباراتی شبیه به "prsten" با ترجمه به فارسی
-
ارباب حلقهها: یاران حلقه
-
ارباب حلقهها
-
ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن