ترجمه "prsten" به فارسی

حلقه, حلقه بهترین ترجمه های "prsten" به فارسی هستند.

prsten
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حلقه

    noun

    Ne znam kako napraviti prsten za hodanje po danu.

    من نميدونم چطوري بايد يه حلقه براي جلوگيري از نور خورشيد بسازم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prsten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prsten
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حلقه

    noun

    Dok se sile mraka okupljaju, moc Prstena sve je jaca.

    در ظلمت فراگير ، اراده. حلقه قوي تر مي شه

عباراتی شبیه به "prsten" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prsten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه