ترجمه "prvi" به فارسی

اول, اولین, نخست بهترین ترجمه های "prvi" به فارسی هستند.

prvi
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اول

    adjective

    Niste prvi koji je bio pijan u toj blagovaonici, to Vam jamčim.

    ميتونم بهت اطمينان بدم که اولين مست توي سالن غذا خوري نيستي.

  • اولین

    adjective

    Pričao mi je o prvom filmu koji je gledao.

    اون در مورد اولین فیلمی که دیده بود بهم گفتش.

  • نخست

    adjective adverb

    Naš prvi prioritet bi trebao biti dobije povjerenje nacije.

    اولویت نخست مون باید جلب اعتماد مردم باشه

  • ترجمه های کمتر

    • نخستین
    • یکم
    • یکمین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prvi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prvi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prvi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه